پایگاه اطلاع رسانی امام جمعه فاروج

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ بیان مسائل مذهبی و درج خطبه های نماز جمعه وفعالیت های امام جمعه فاروج

تعریف شیطان
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٦  کلمات کلیدی:

ـ مقصود از شیطان  در قرآن چیست؟


شیطان از ماده «شطن» به معنی دور افتاده از خیر است. و در قرآن کریم به هر موجود متمرد و طغیانگری اطلاق شده است. چه از جن باشد و چه از انس و چه از سایر جنبندگان. این کلمه همراه «ال» در قرآن کریم به یک شخص خاص اشاره دارد که همان ابلیس است. کلمه ابلیس نیز از ماده «بلس» به معنی مأیوس و متحیر است و قرآن کریم برای شخص خاصی استعمال شده است که یکی از شیاطین است و او همان شخصی است که امر خدا را در مورد سجده به حضرت آدم(ع) اطاعت نکرد و از رحمت خدا دور افتاد و از آن مأیوس شد و گرفتار و حیرت شد و از این جهت که به او شیطان و ابلیس گفته اند. در روایات شیعه هست که اسم اصلی او «حادث» بوده است. در آیه 34 بقره ابلیس به نوعی داخل ملائک حساب شده است. ولی در جایی دیگر( آیه 50 سوره کهف) تصریح شده است که او از جن هاست. و همین مسأله باعث شده است که در مورد ماهیت او دو نظر بوجود آید. 
یک عده گفته اند که او از جن هاست. و همین مسأله باعث شده است که در مورد ماهیت او دو نظر بوجود آید. یک عده گفته اند او از جن است و جن ها هم گروهی از ملائک هستند پس او هم نوعی فرشته است. و عده ای دیگر گفته اند او از جن است و جن ها موجوداتی غیر از ملائک هستند. چرا که طبق آیه 27 انبیاء و 6 تحریم ملائک معصومند در حالی که در آیات زیادی و از جمله در خود سوره جن از کفر برخی جن ها خبر داده است. و نیز جن ها طبق آیات قرآن مکلفند در حالی که فرشته ها مکلف نیستند. این قول دوم قول اکثر علمای شیعه است در تفسیر عیاشی، ص34 ذیل تفسیر آیه 34 بقره روایتی نقل می کند از امام صادق(ع) که فرمودند: «ابلیس از ملائک نبود و امری از آسمان را هم عهده دار نبود ولی همراه ملائک بود و ملائک را از خود می دانستند ولی خدا می دانست که او از آنها نیست. تا این که واقع شد از او آنچه واقع شد». و از این قبیل روایات در کتب روایی شیعه زیاد است. باید توجه داشت که ملائک درجاتی دارند. بخی ملائک مقربند و برخی ملائک برزخی هستند و برخی در زمین هستند و شیطان در میان ملائک زمینی بوده است و روایاتی نیز مؤید آن هستند.
از آیه 12 اعراف و 76 ص معلوم است که ابلیس از آتش خلق شده است. و نیز از آیات قرآنی روشن است که خلقت او قبل از حضرت آدم(ع) بوده است. و از خطبه قاصعه نهج البلاغه پیداست که خلقت او هزاران سال قبل از آدم بوده است و هزاران سال اهل عبادت بوده است. ولی در جریان سجده بر آدم(ع) عجب و خودبینی و تکبر باعث عصیان شد. از آیات 50 کهف و 27 اعراف و 94 و 95 شعرا و 112 انعام استفاده می شود که ابلیس دارای فرزندانی است و نیز شیاطینی از انس و جن دانسته یا نادانسته تحت فرمان او هستند و او را یاری می کنند. و نیز از آیات قرآن استفاده می شود که کار او وسوسه کردن، اغواکردن، زیبا جلوه دادن بدیها، ایجاد غرور و فریب، وعده دروغ دادن و ایجاد آروزهای کاذب در دلها، ترساندن از فقر و القاء افکار بد در قلبهای انسانهاست. در این گونه از کارها تسلط شیطان تنها در حد ایجاد زمنیه است و قدرت مجبور کردن کسی به معصیت را ندارد. و آیه 22 سوره ابراهیم گواه این مدعاست. و نیز از آیه 42 یوسف و 68 انعام استفاده می شود که شیطان می تواند باعث فراموشی موقتی نیز بشود. و نیز با توجه به آیه 275 قره و روایات فراوانی که کتب حدیثی آمده است برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی معتقدند که جن ها و شیاطین می توانند در برخی امراض مثل جنون دخالت داشته باشند. آیه 41 ص نیز مؤید این دخالت می تواند باشد. در برخی روایات کلمه شیطان می توان به میکروبها نیز تأویل کرد و حتی کلمه جن نیز ممکن است به آنها اطلاق شود جون میکروبها هم شرّند و هم نامرئی.
ولی اینها اولا در حد احتمال است. و ثانیا فقط در برخی روایات می تواند صادق باشد و در بسیاری از آیات و روایات روشن است که شیاطین و جن ها موجوداتی با شعور و مکلف هستند. و البته دخالت داشتن جن ها در برخی امراض می تواند از راه انتقال میکروب یا ایجاد خلل در ساختار سلولها و ژنها و ... باشد. و الله اعلم ولی این گونه نیست که جن ها در این کار کاملا آزاد باشند. و شاید آنها با علوم خاصی و با سختی قادر به این کارها می شوند همان طور که برخی از انسانها با علوم غریبه و با سختی قادر به تسخیر جن می شوند. والله اعلم.
پس باید توجه داشت که تفسیر شیطان و جن به میکروبها یا عقده های روانی یا آداب و رسوم غلط و جاافتاده اجتماعی اگر چه برخی روایات محتمل است ولی خلاف نص صریح قرآن و روایات است. همچنین تفسیر شیطان به نفس اماره نیز نادرست است. بلی نفس اماره نیز شیطنت می کند و با ابلیس همراه می شود. ولی ابلیس خود موجودی مستقل از نفس انسان است. اما شیطان در ادیان دیگر نیز مطرح است. در همه ادیان از موجودات شرور نامرئی سخن گفته شده است.
بسیاری از آموزه های ادیان ابراهیمی مثل یهود و مسیحیت در مورد شیطان(ابلیس) با آموزه های قرآنی مشترک است. و تنها در برخی جزئیات اختلافی هست. ولی شیطان در برخی ادیان باستانی مثل دین زرتشت ماهیتی کاملا متفاوت با شیطان مورد نظر قرآن دارد. بنابراین کلمه «اهریمن» در دین زرتشت با کلمه «شیطان» و ابلیس مترادف نیست. اهریمن یک نوع مبدئیت و خالقیت نسبت به امور شرّ دارد. ولی ما شیطان را تنها یک موجود نامرئی عصیانگر می شناسیم مثل بقیه بندگان گناهکار خداوند، که خداوند او را آزاد گذاشته است تا باعث امتحان بنی آدم باشد و از راه بنی آدم با او استعدادهای ویژه انسانی به ظهور برسند. شیطان برای انسان مثل یک حریف قدرتمند است که در سایه تمرین با او انسان می تواند استعداد خود را شکوفا کند. همان طور که یک ورزشکار برای رسیدن به قهرمانی باید با حریف قدری تمرین کند.
برای مطالعه بیشتر رجوع شود به تفسیر تسنیم، ج3، ذیل آیه 34 بقره.

شیطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود، موجودى که از راه راست برکنار بوده و درصدد آزار دیگران است، موجودى که سعى مى کند ایجاد دودستگى نماید، و اختلاف و فساد به راه اندازد، چنانکه مى خوانیم:

«انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة والبغضاء،...»:

شیطان مى خواهد بین شما دشمنى و بغض و کینه ایجاد کند...»(1).

با توجه به اینکه کلمه «یرید» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد حاکى از این معنى است که این اراده، اراده همیشگى شیطان است.

و از طرفى مى بینیم که در قرآن نیز شیطان  به موجود خاصى اطلاق نشده بلکه

حتى به انسانهاى شرور و مفسد نیز اطلاق گردیده است. آنجا که مى خوانیم: «وکذلک جعلنا لکل نبى عدواً شیاطین الانس والجن» «بدینگونه ما براى هر پیامبرى دشمنى از شیطانهاى انسانى و یا جن قرار دادیم».(2)

و اینکه به ابلیس هم شیطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است که در او وجود دارد.

علاوه بر اینها گاهى کلمه شیطان  بر «میکربها» نیز اطلاق شده:

به عنوان نمونه امیرمؤمنان (علیه السلام) مى فرماید، «لاتشربوا الماء من ثلمة الاناء و لا من عروته، فان الشیطان یقعد على العروة و الثلمة»: «از قسمت شکسته و طرف دستگیره ظرف، آب نخورید، زیرا شیطان بر روى دستگیره و قسمت شکسته شده ظرف مى نشیند»(3).

و نیز امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «ولا یشرب من اذن الکوز، و لامن کسره ان کان فیه فانه مشرب الشیاطین»(4) «از دستگیره و قسمت شکسته کوزه آب مخورید که جایگاه آشامیدن شیطانهایی  است».

از قول پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «موهاى شارب (سبیل) خویش را بلند مگذارید، زیرا شیطان آنرا محیط امن براى زندگى خویش قرار مى دهد، و در آنجا پنهان مى گردد»(5)!

به این ترتیب روشن شد که یکى از معانى شیطان میکروبهاى زیانبخش و مضر است.

ولى بدیهى است منظور این نیست که: شیطان  در همه جا به این معنى باشد، بلکه منظور این است که: شیطان  معانى مختلفى دارد، که یکى از مصداقهاى روشن آن «ابلیس» و لشکریان و اعوان او است: و مصداق دیگر آن انسانهاى مفسد و منحرف کننده، و احیانا در پاره اى از موارد به معنى میکروبهاى موذى آمده است (دقت کنید).(6)


1 ـ مائده: 91.

2 ـ انعام: 112.

3 ـ کافى جلد 6 کتاب الاطعمة والاشربة، باب الاوانى.

4 ـ کافى جلد 6 کتاب الاطعمة والاشربة، باب الاوانى.

5 ـ کافى جلد 6 کتاب الاطعمة والاشربة، باب الاوانى.

6 ـ تفسیر نمونه 1/191

ghahremani110.blogfa.com