نماز جمعه این هفته شهرستان فاروج به امامت امام جمعه شهرستان در مسجد جامع اقامه  گردید.


خطبه اول

الحمدلله الیه مصائر الخلق وعواقب الامر نحمده علی عظیم احسانه ونیـربرهانه ونوامی فضله وامتنانه حمدا یکون لحقه قضاءولشکره اداءوالصلوه والسلام...

دعـوت بـه تـقوی- قال الله تعالی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا پروا کنید و با راستان باشید« توبه/119»

در آیه خداوند سبحان  مومنین را مخاطب قرار داده وبعد از توصیه به تقوی دستور مى دهد که رابطه خود را با راستگویان و آنها که بر سر پیمان خود ایستاده اند محکم بدارند.

از مجموع آیات قرآن که در آنها در مورد صادقین سخن به میان آمده است نتیجه مى گیریم که (صادقین )1- آنهائى هستند که تعهدات خود را در برابر ایمان به پروردگار به خوبى انجام مى دهند2- نه تردیدى به خود راه مى دهند3- نه عقب نشینى مى کنند4- نه از انبوه مشکلات مى هراسند5- بلکه با انواع فداکاریها، صدق ایمان خود را ثابت مى کنند.
شک نیست که این صفات مراتبى دارد، بعضى ممکن است در قله آن قرار گرفته باشند که ما نام آنها را معصومان مى گذاریم ، و بعضى در مراحل پائین تر.

جایگاه خانواده در نهضت عاشورا(جلسه 3)
حادثه کربلا و سخنانی که امام حسین علیه‌السلام و خانواده او داشتند و روحیات و خلق و خویی که از حماسه‌سازان عاشورا به ثبت رسیده است، منبع ارزشمندی برای آموزش اخلاق و الگوگیری در زمینه خودسازی، سلوک اجتماعی، تربیت دینی و کرامت انسانی است. ‏

مسائلی همچون: صبوری، ایثار، جوانمردی، وفا، عزت، شجاعت، وارستگی از تعلقات، توکل، خداجویی، همدردی و بزرگواری، نمونه‌هایی از«پیامهای اخلاقی» عاشوراست و در گوشه گوشه این واقعه جاویدان، می‌توان جلوه‌های اخلاقی را دید. ‏ در این خطبه به دو درس اخلاقی  این نهضت عظیم اشاره می نمائیم

آزادگی در کربلا ‏

نهضت عاشورا جلوه بارزی از آزادگی در مورد امام حسین علیه‌السلام و خاندان و یاران شهید اوست و اگر آزادگی نبود، امام تن به بیعت می‌داد و کشته نمی‌شد. وقتی می‌خواستند به زور از آن حضرت بیعت به نفع یزید بگیرند، منطقش این بود که: «لا والله لا اعطیهم بیدی اعطاء الذلیل و لا اقر اقرار العبید: نه به خدا سوگند، نه دست ذلت به آنان می‌دهم و نه چون بردگان تسلیم حکومت آنان می‌شوم! « صحنه کربلا نیز جلوه دیگری از این آزادگی بود که از میان دو امر شمشیر یا ذلت، مرگ با افتخار را پذیرفت و به استقبال شمشیرهای دشمن رفت و فرمود: «الا و ان الدعی بن الدعی قدر کزنی بین اثنتین: بین السلّه و الذله و هیهات منّا الذله: بر ما گمان بردگی زور برده‌اند، ای مرگ، همتی! که نخواهیم این قیود». ‏

انسانهای آزاده، در لحظات حسـاس و دشوار انتـخاب، مرگ سـرخ و مبارزه خونـین را بر می‌گزینند و فداکارانه جان می‌بازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعه خود را آزاد کنند. امام در نبرد روز عاشورا نیز، هنگام حمله به صفوف دشمن این رجز را می‌خواند:

الموت اولی من رکوب العار             و العار اولی من دخول النار ‏                   مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است.

روح آزادگی امام سبب شد حتی در آن حال که مجروح بر زمین افتاده بود، نسبت به تصمیم سپاه دشمن برای حمله به خیمه‌های زنان و فرزندان برآشوبد و آنان را به آزادگی دعوت کند: «ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احراراً فی دنیاکم: گر شما را به جهان بینش و آیینی نیست، لااقل مردم آزاده به دنیا باشید.» فرهنگ آزادگی در یاران امام و شهدای کربلا نیز بود. حتی مسلم بن عقیل پیشاهنگ نهضت حسینی در کوفه نیز، هنگام رویارویی با سپاه ابن زیاد رجز را می‌خواند و می‌جنگید:

  اقسمت لا اقتل الا حرا             و ان رایت الموت شیئا نکرا ‏

هر چند که مرگ را چیز ناخوشایندی می‌بینم، ولی سوگند خورده ام که جز با آزادگی کشته نشوم. ‏

تکریم انسان در کربلا

برخلاف جبهه باطل که به انسانها به عنوان ابزاری برای تامین خواسته‌ها و منافع خویش می‌نگرند، در جبهه حق، مومن ارزش و کرامت دارد. کرامتش هم نشات گرفته از ارزش حق است. انسانها احترام دارند و به لحاظ ایمانشان مورد تکریم اند، معیار هم تقوا و ایمان و تعهد است نه رنگ و زبان و قبیله و نژاد و منطقه جغرافیایی. امام حسین علیه‌السلام در عاشورا به یاران خویش عزت بخشید، آنان را با وفاترین یاوران حق نامید، فَاِنِّى لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَوْلى وَلا خَیْراً مِنْ اَصْحابِى وَلا اَهْلَبَیْتٍ اَبَرَّوَ لا اَوْصَلَ مِنْ اَهْلِ بَیْتىِ فَجَزاکُمُاللّهُ عَنِّى جَمیعاً خَیْراً.خود را به بالین یکایک یاران شهیدش می‌رساند و سر آنان را بر دامن می‌گرفت. بین آنان تفاوت قائل نمی‌شد؛ هم بر بالین علی اکبر علیه‌السلام حاضر شد و هم بر بالین غلام خویش.یک جا رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت اَللّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَطَیِّبْ رِیحَهُ وَاحْشُرهُ مَعَ الا بْرارِ وَعَرِّفْ بَیْنَهُ وَبَیْنَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مَحَمَّدٍ در دین ما سیه با سفید فرق نمی کند ‏وقتی حر بیدار شد و توبه کرد و به اردوی امام پیوست، تردید داشت که امام حسین او را می‌پذیرد یا نه؟ سوال حر«هل لی من توبه: آیا برای من توبه‌ای هست؟» نشان دهنده نقطه امید او به بزرگواری امام حسین علیه‌السلام بود. حضرت هم توبه و بازگشت و حق گرایی او را ارج نهاد و با سخن «نعم، یتوب الله علیک»، او را به بخشایش و رستگاری امید داد. این ارج نهادن به مقام یک انسان تائب است که خود را از ظلمت رهانده و به نور رسانده است. هر چند سابقه‌ای تیره و گناه آلوده دارد، ولی اینک به نور، ایمان آورده است. ‏

خطبه دوم

الحمدلله المتفرُد بالکبریاِء واشهداَنُه المتوحُد بتدبیر الارض والسماء واشهد ان محمدْا المبعوث رحمه للوری اکمل الامنا وافضل السفرا وخاتم الانبیا واشهد ان امیرالمومنین واولاده المعصومین هم الُمحجُه البیضا ومنقُض البشر من الغرق والعمی

دعوت به تقوی-قال الحسین(ع):(عِبادَاللّهِ اتَّقُوااللّه وَکُونُوا مِنَ الدُّنْیا عَلى حَذَرٍ فَاِنَّ الدُّنْیا لَوْ بَقِیَتْ عَلى اَحَدٍ اَوْ بَقِىَ عَلَیْها اَحَدٌ لَکانَتِ الا نبیاءُ اَحَقَّ بِالْبَقاءِ وَاَوْلى بِالرِّضاءِ وَاَرْضى بِالْقَضاءِ غَیْرَ اَنَّ اللّه خَلَقَ الدُّنْیا لِلْفَناءِ فَجَدیدُها بالٍ وَنَعیمُها مُضْمَحِلُّ وَسُرُورُها مُکْفَهِرُّ وَالْمَنْزِلُ تَلْعَةٌ وَالدّارُ قَلْعَةٌ فَتَزَوَّدُوا فَاِنَّ خَیْرَ الزّادِ التَّقْوى وَاتَّقُوااللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.)«بخشی از اوّلین سخنرانى امام (ع ) در روز عاشورا»

 بندگان خدا! از خدا بترسید و از دنیا در حذر باشید که اگر بنا بود همه دنیا به یک نفر داده شود و یا یک فرد براى همیشه در دنیا بماند پیامبران براى بقاء سزاوارتر و جلب خشنودى آنان بهتر و چنین حکمى خوشایندتر بود ولى هرگز! زیرا خداوند دنیا را براى فانى شدن خلق نموده که تازه هایش کهنه و نعمتهایش زایل و سرور و شادیش به غم و اندوه مبدل خواهد گردید، دون منزلى است و موقت خانه اى . پس براى آخرت خود توشه اى برگیرید و بهترین توشه آخرت تقوا و ترس از خداست .
 تجلیل از اسرا و مفقودان‏«11 محرم‏الحرام»‏-24آبان ارتحال ملکوتى مفسر بزرگ، علامه آیت‏اللَّه سیدمحمدحسین طباطبایى(ره)(1360 ه.ش)- 12محرم شهادت حضرت زین‏العابدین(ع) (95 ه.ق)- ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه (61 ه.ق)-26آبان 1356سالروز آزادسازى سوسنگردگرامیداشت یاد شهید چمران-29 آبان آغاز هفته بسیج‏

- از جمله درسهاى مکتب امام حسین(ع) که تقریباً به فراموشى سپرده شده است، امر به معروف و نهى از منکر است. یه 41 سوره حج مى‏فرماید: «الذین ان مکناهم فى الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور.» در این آیه 4 عنصر مهم به‏عنوان الزامات قوام و ثبات در عزت و اقتدار امت منظور گردیده است که از آن‏جمله است امر به معروف و نهى از منکر.

امام حسین(ع) در سفارش و وصیت به محمد حنیفه در آستانه حرکت به‏سمت کوفه و کربلا در بیان فلسفه و انگیزه حرکت و قیامشان مى‏فرمایند: «انى لم‏اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً، انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى، ارید ان آمر بالمعروف و انهى عن المنکر و اسیر بسیرة جدى و ابى(ع).»

آثار و برکات امر به معروف ونهی ازمنکردر جامعه دینی بر هیچ کسی پوشیده نمی باشد اما باید همه توجه داشته باشیم که امر به معروف در حد تذکر زبانی یک وظیفه همگانی است

1. تأمین و تضمین سلامت حیات اجتماعى که مهم‏ترین فلسفه این دو فریضه الهى است. 2. اقامه فرائض دینى و احکام الهى، چنان‏که امام على(ع) مى‏فرماید: «قوام الشریعة، الامر بالمعروف و النهى عن المنکر» (غررالحکم، 332) 3. عدالت اجتماعى و رعایت حقوق مظلومان؛ «مع ردّ المظالم و مخالفة الظالم»   4. ایجاد زمینه رشد و تعالى و پیشرفت و آبادانى؛ «بها تُعمر الارض»  5. استوارى و استحکام جامعه و نظام؛  «بها تَستقیم الامر» 6. امنیت پایدار در ابعاد مختلف؛«بها تأمن المذاهب (راه‏ها) و یُنتقَم من الاعداء»

روضه روز یازدهم محرم

-ارسال سرهای بریده در عصر عاشورا به کوفه

-جمع آوری اجساد لشگر یان یزید ونماز خواندن بر آنها ورها نمودن بدنهای بی سر امام حسین ویاران آن حضرت در میدان

-عمر سعددستور داد زنان، کودکان و بازماندگان واقعه عاشورا را اسیر و به همراه خود به کوفه ببرند.

-هنگام خروج اسرااز سرزمین کربلا، به خواسته اسیران و یا به دستور عمر بن سعد جهت تازه کردن داغ اسیران و عزیز از دست‌دادگان، آنان را از کنار پیکرهای شهیدان عبور دادند. لحظه وداع بازماندگان با بدن‌های بی‌سر شهیدان، محشری بود و دل هر سنگی را آب می‌کرد.

-در همین روز آنان را وارد شهر بزرگ کوفه کرده و جمعیت فراوانی به دیدن اسیران آمدند، که برخی اظهار خوشحالی و شادمانی کرده و برخی دیگر در مظلومیت اهل بیت علیهم‌السلام و در عزای سید شهیدان، می‌گریستند و ضجه می‌کشیدند.

-زینب عزیز (سلام الله علیها) آمد کنار گودال قتلگاه «فوجدته مکبوباً علی وجهه و هو جثة بلا رأس و نوره مشرق مرمل بدمائه و الریاح سافیة علیه فقلت هذا و الله الحسین» بی بی آمد، نگاه کرد دید برادرش با بدن بی سر، به رو افتاده یعنی سینه حسین به روی خاک است و پشتش به طرف بالا یک نگاهی کرد به بدن و صدا زد:  «حسین جان! آیا تو برادر منی؟ آیا تو پسر پدر منی؟» گفت: یا رسول الله این حسین توست که لباس ندارد. مقابل آفتاب افتاده، با بدن قطعه قطعه. بعد هم رو کرد به خون بدن و فرمود: «بأبی المهموم حتی قضی بأبی العطشان حتی مضی»  حسین جان پدرم به قربانت که با لب تشنه جان دادی و یا دل داغدار از دنیا رفتی. سـپـس حـضـرت زیـنـب (س ) دسـتـها را زیر بدن پاک و مقدس گذاشت و بدن را به سوى آسمان بـلنـد کـرد و عـرض کـرد: الهـى تـَقـَبَّلْ مـنـّا هـذا القربان  پروردگار را این قربانى را از ما [آل محمد] قبول فرما!

هـنـگام ورود اهل بیت (ع ) به قتلگاه وقتى چشم امام سجّاد (ع ) به اجساد پاره پاره شهیدان افتاد که در بین شان جگر گوشه حضرت زهرا (س ) به حالتى افتاده بود که جا داشت از آن مصیبت آسمانها پاره ، زمین دگرگون و کوهها متلاشى شوند، حضرت منقلب شد. به طورى که نزدیک بود روح از بدن مبارکش ‍ پرواز کند، عمّه اش زینب متوجّه شد. فهمید فرزند برادر در چه حالت خطرناکى به سر مى برد نزدیک است که از غم پدرش جان بسپارد، بى درنگ او را دلدارى داد، از او کـه صـبـرش سنگین تر از کوهها و بزرگ تر از همه چیز بود درخواست صبر نمود

آمدن دختر امام حسین به قتلگاه

"حسین جان تو را در ابتدا از حال بردند” "سپس با نیزه در گودال بردند” "همین که سر جدا شد از تن تو” "ز پای دخترت خلخال بردند”.